توضیح: چرا راه روح بیراهه است؟ چرا آنجا "ظلمات است، بترس از خطر گمراهی"؟ هستیشناسی جاری در زیست روزمرهی ما چه گره کوری دارد که ما را خسته و نومید و مجبور به هجرت میکند؟ چرا اگر بمانیم نود و نه درصد ناکامیم؟ چرا اوضاع نابسامان هر روز پیچیدهتر میشود و استعدادها هدر میروند؟ چه مراقبتی از ما لازم بود که از آن غافلیم؟ اگر پدر و مادریم، برای فرزندمان چه تربیتی با چه رویکردی لازم است؟ کلاس زبان و کلاس موسیقی و پایتون و هوش مصنوعی و چه و چه، چرا به نتیجهای که برای یک فرد اروپایی و امریکایی و چینی و ژاپنی دارند، ختم نمیشوند؟
شکاف کجاست؟
هستیشناسی شیءگرا یک نظریه جدید قرن بیست و یکمی است اما به درد ما میخورد که با خوانشی دقیق و بازتعریف شیء به پاسخ سوالهای بالا نزدیک شویم. ما باید بیاموزیم که چگونه شیء را وکیل خود قرار دهیم و به آن احترام بگذاریم تا در جهان، به نفع ما گسیل شود. باید یاد بگیریم به "نهفتگی"های شیء امید ببندیم. امیدی پشتیبان عمل و برآمده از واقع.
من سعی خواهم کرد در پنج جلسه، و با همخوانی این کتاب جذاب که به ادعای نویسندهاش برای خوانندهی عام نوشته شده، مخاطبم را برای یک اقدام اساسی در شیوهی زندگیاش همراهی کنم. چقدر نتیجهبخش است؟ n+۶۰ درصد! n همان نهفتگی است.